برگرفته از سایت اطلاع رسانی انجمن خوشنویسی ایران
 

استاد اسماعیل رشوند

چکیده مقاله:


در این مقاله با اشاره ی مختصر به تعریف و تاریخچه نقد هنری در غرب و جایگاه آن در هنر نوین ایران به ضرورت حضور نقد در خوشنویسی سنتی و نقاشیخط معاصر ایران پرداخته شده است.
این مقاله سعی دارد ضمن ارائه نظریه ای در تبیین نقد اصولی در خوشنویسی سنتی و نقاشیخط معاصر ایران(که دو مکتب مطرح در هنر خوشنویسی امروز ایران است.)
راهکار هایی عملی در این جهت پیشنهاد کند.برای نیل به این هدف دو اثر معاصر (یک اثر از خوشنویسی سنتی و یک اثر از نقاشیخط ) عملاً مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.


بنام نقش آفرین هستی بخش

جایگاه نقدهنری درخوشنویسی و نقاشیخط معاصر

محدوده‌ی نقد در هنر در یک تعریف کلی و عام، هر گونه اظهار نظری است که در مورد یک اثر هنری ابراز می‌شود. با این تعریف کلی می‌توان گفت اولین نقدها در هنر با خلق اولین آثار هنری توسط انسان‌های غارنشین همزمان بوده است. به بیان ساده‌تر نقد در هنر با خود هنر همزاد و همسال است.
بدیهی است که با این تعریف کلی و ابتدایی درجات اعتبار نقد از پایین‌ترین درجه که از جانب افراد عادی و غیر خبره در امور هنری صادر می‌شود تا بالاترین درجه که از سوی منتقدان صاحبنظر و خبره صورت می‌پذیرد متغیر خواهد بود. ادموندبورک فلدمن در این باره می‌گوید:«بیشترما مردمان خود را ناقد هنر می‌دانیم، دست کم عرف این است که بدون داشتن دانش یا صلاحیت اکتسابی درباره انواع آثار و نظریه‌های هنری آراء انتقادی صادر می‌کنیم. شاید علت عمده این باشد که اکثراً بر این باوریم که اظهار نظر دربارة هنر امری صرفاً ذوقی و یا حتی غریزی است. تصور می‌کنیم همان طور که از روی طبع می‌گوییم این خوردنی در کامم گوارا یا آن گل در دیدگانم زیباست. می‌توانیم در مورد آثار هنری نیز نظر دهیم.»
امّا برداشتی که امروزه از نقددر هنر داریم فقط آن بخش از اظهار نظرها را در برمی‌گیرد که توسط منتقدان خبره و براساس ضوابط و قواعدی مشخص و به دور از اعمال سلیقه‌های شخصی صورت پذیرفته باشد.
روئین پاکباز در کتاب دائرةالمعارف هنر در این مورد می‌نویسد:«رایج‌ترین و بنیادی‌ترین معنای نقد هنری مبتنی است بر داوری ارزش زیبایی شناختی اثر هنری برحسب میزان و معیار معین زیبایی شناختی و یا برحسب روش خاص دستیابی به ارزیابی شناختی.»
نقد هنری در اواسط قرن 19 میلادی، همزمان با پیدایش مکاتب متعدد در حوزة هنرو ادبیات به صورت جدی مطرح گردید. (هر چند پیش از آن نیز نقد هنری کماکان مطرح بوده است) و در مدت زمانی کوتاه به صورت بخش تفکیک ناپذیری از هنر درآمد. از این دوران منتقدان خبره نقش بسیار مهم و انکار ناپذیری در رشد کمی و کیفی هنر و هنرمندان و همچنین افرایش‌ آگاهی‌های هنری عامه مردم در غرب ایفا کرده‌اند.
در ایران نیز همزمان با پیدایش گرایش‌های نوین در هنر ایران(به ویژه هنرهای تجسمی) که با تأثیر از تحولات هنری غرب در اوایل قرن 14 هـ . ش و با تقلید و اقتباس از آثار هنرمندان غربی آغاز شد و در دهة سوم همین قرن با خودباوری و خلاقیت گروهی از هنرمندان به پیدایش نقاشی نوگرای ایران انجامید. نقد هنری نیز(هر چند بصورت پراکنده و غیر منضبط) در عرصةهنر نوین ایران مطرح گردید. اما هرگز جایگاهی را که از سالهای پیش در هنر غرب کسب کرده بود در هنر ایران بدست نیاورد. ولی کماکان حضورخود را در هنرهای تجسمی بویژه نقاشی وسینما حفظ کرده ودر سینما حرکت رو به رشد وبسیار چشمگیری داشته است. بطوریکه سینمای امروز ایران بخش عمده‌ای از موفقیت‌های بین‌المللی خود را مدیون ناقدان سینمای داخلی است.
حضور فعال ناقدان سینمایی و ارائه نقدهای روشنگرانه، از طرفی موجب شده است تا سینماگران در خلق آثار سینمایی نهایت خلاقیت و دانش خود را به کار گرفته و تا حد امکان سطح دانش هنری و سینمایی خود را ارتقا بخشند، از سوی دیگر به افزایش آگاهی‌ها و اطلاعات سینمایی علاقمندان و تماشاگران انجامیده است.
این رسم مبارک و مؤثر یعنی نقد هنری، هرگز در خوشنویسی و نقاشیخط امروز ایران انفاق نیافتاده است. اندک یادداشت‌های نادری که به صورت پراکنده هر از گاهی در نشریات مشاهده می‌شود اکثراً چیزی جز ارائه نظرات سلیقه‌ای و شخصی نبوده است.
بدیهی است که نبود نقد و بررسی کارشناسانه در هر رشته هنری می‌تواند اثرات منفی و زیانباری به بار آورد. در چنین وضعیتی همیشه این خطر وجود دارد که هنرمندان از کاستی‌ها و نقاط ضعف خود غافل گشته ضمن عدم احساس نیاز به تحرک بیشتر در جهت رشد هنری به نوعی خودشیفتگی مخرب مبتلا شوند( که نمونه‌های آن را در جامعه خوشنویسی امروز می‌توان مشاهده کرد) و همچنین علاقمندان به این هنر شریف از نظر آگاهی وشناخت در مورد هنر خوشنویسی در سطح پایین باقی بماند، یا حتی موجبات انحراف قوه تشخیص آنان فراهم آید به طوری که توانایی تشخیص آثار ناب از آثاری که فاقد ارزش هنری‌اند را برای آنان غیرممکن سازد. و همچنین این احتمال قوت یابد که داوری‌ها و قضاوت‌هایی که در جشنواره‌ها و مسابقات هنری الزاماً اتفاق می‌افتد با شیوه‌ای سلیقه‌ای و شخصی و به دور از معیارهای مشخص و معین صورت پذیرد.
بنابر آنچه گفته شد به نظر می‌رسد ورود نقد هنری در عرصة خوشنویسی و نقاشیخط معاصر امری بسیار ضروری و حیاتی است. اما از آنجا که این امر سابقة پیشین ندارد می‌بایست ابتدا به تبیین و تعیین شیوه‌های اصولی نقد هنری در خوشنویسی و نقاشیخط همت گماشت. و مراحل و ضوابطی را که می‌تواند به ارزیابی دقیق آثار بیانجامد، مورد مطالعه قرار داد.
به نظر می‌رسد در این راستا می‌توان از شیوه‌های نقد هنری که در هنرهای تجسمی معمول است سود برد.( زیرا خوشنویسی و نقاشیخط نیز در گروه هنر‌های تجسمی قرار دارند.) و با توجه به تفاوت‌هایی که خوشنویسی سنتی و نقاشیخط باهم و همچنین با دیگر هنرهای تجسمی دارند تدابیر ویژه‌ای را اتخاذ کرد.
در این مقاله تلاش کرده‌ام تا با ارائه 2 نقد در مورد 2 اثر (یک اثر از خوشنویسی سنتی و یک اثر از نقاشیخط معاصر) عملاً راهکارهایی را در جهت گشودن باب نقد هنری براساس ضوابط و معیارهای معین در خوشنویسی سنتی و نقاشیخط معاصر پیشنهادکنم.
ادموند بورک فلدمن در کتاب تنوع تجارب تجسمی نظرات بسیار ارزشمندی در مورد چگونگی نقد و ارزیابی اصولی در هنرهای تجسمی ارائه کرده است. وی فرآیند اجرایی نقد هنری را درباره یک اثر هنری به چهار مرحله تقسیم کرده است. و ارائه نقدی کارشناسانه را در گرو گذر دقیق ناقد از این مراحل قرار داده است.
این چهار مرحله عبارتند از: 1- توصیف 2-تجزیه صوری 3-تعبیر 4- داوری.
اکنون یک اثر از خوشنویسی سنتی و یک اثر از نقاشیخط معاصر با توجه به این مراحل وتطبیق آن با ویژگیهای خوشنویسی و نقاشیخط نقد و بررسی می شود.



تصویر شماره 1: مرحلة توصیف
در این مرحله ناقد بدون هرگونه قضاوت و داوری تک‌تک کلمات و عناصر موجود در اثر را با دقت از نظر می‌گذارند. فلدمن در توضیح این مرحله می‌گوید«توصیف عبارت است از فرآیند صورت برداری با ضبط کردن تمامی عناصر مشهود».
- در این اثر (تصویر 1 ) کلماتی با مرکب قرمز و به صورت دو سطر که با هم یک سطر زاویه دار را تشکیل داده‌اند مشاهده می‌شود که با بخش کوچک پایینی یک مثلث که رأس آن به طرف بالاست را شکل داده است.(لازم به ذکر است که در چنین آثاری به تذهیب آن توجهی نخواهیم داشت چرا که هدف ما نقد خوشنویسی است .)
- در قسمت مرکزی اثر شعار اصلی با قلم درشت و در یک مربع ترکیب‌بندی شده است. این بخش با رنگ تیره‌تر و قلم درشت‌تر اولین بخشی است که به چشم می‌آید.
- در قسمت زیرین اثر کلماتی درترکیب‌بندی بیضی خوشنویسی شده است. که مرکب آن با مثلث بالایی همرنگ است.
- در پایین‌ترین قسمت اثرنام خوشنویس با ترکیب‌بندی بیضی و با قلم ریز خوشنویسی شده است.
- در قسمت بالا و طرفین کادر دو سطر با قلم ریز خوشنویسی شده است.
- روش خاص مرکب برداری و نوع مرکب موجب پیدایش‌ سایه روشن‌هایی در اغلب کلمات شده است.
- امااز آنجا که در مکتب خوشنویسی نحوة اجرای کلمات براساس اصول و قواعدی معین صورت می‌پذیر و زیباییی آنها یک اصل ثابت در چنین آثاری است. لذا در این بخش تمامی کلمات را از نظر زیبایی با دقت مشاهده می‌کنیم. اکنون مرحلة توصیف به پایان رسیده است.

 

 به ادامه مطلب مراجعه شود


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط عباس مهربان ( سیاوش ) نظرات ()
http://www.gholamrezasepehri.com <