امید ذاکری‌نیا:
درباره کیخسرو خروش نوشتن سهل و ممتنع است چراکه وی استاد بزرگ خوشنویسی و نقاشی است و می‌توان به همین یک جمله اکتفا و مجموعه‌ای از توصیفات را پشت‌سر هم قطار کرد، اما از طرف دیگر نوشتن از وی دشوار است زیرا نه اهل مصاحبه و شهرت است و نه دوست دارد راجع به هرچیزی سخن بگوید. با این حال بودن در محضر استاد خروش، حتی برای ساعتی، آنقدر پربار است که شاید چند روزی برای هضم کلمات و درک آنچه می‌گویند زمان لازم باشد. همان‌طور که گفته شد استاد اهل مصاحبه و گفت‌وگو نیست و این متنی که می‌خوانید مصاحبه نیست، بلکه درس است در رابطه با استاد بودن و شدن در هنر اول ایران؛ خوشنویسی. استاد، اهل سکوت و تأمل است. بیش از این سخن گفتن از استاد خروش که شاگرد با یک واسطه استاد کمال‌الملک غفاری در نقاشی و شاگرد بدون واسطه استاد حسین و استاد حسن میرخانی در خوشنویسی هستند، به گزاف خواهد بود. سخنان استاد در باب خوشنویسی و استاد شدن در این هنر در ادامه به نظرتان می‌رسد:

نکاتی را که برای آموزش دوره استادی لازم به ذکر می‌دانم به‌طور اختصار بیان می‌کنم و اینها می‌تواند راهنمای خوبی برای هنرجویان دوره استادی باشد. رسالات متعددی درباره خط خوشنویسی موجود است ولی آنچه را که جامعیت داشته باشد و تقریبا تمام نکاتی را که مربوط به خط و خوشنویسی است و بدان مربوط باشد رساله باباشاه اصفهانی است، که قبل از میرعماد بوده و استاد مسلم قلم کتابت شناخته شده در دسترس است که با مطالعه آن خیلی از مسائل مبهم خط و خوشنویسی روشن می‌شود.
وی خط را به دو بخش تحصیلی و غیرتحصیلی تقسیم می‌کند و بخش تحصیلی از طریق آموزش قابل انتقال به هنرجو است همان قواعد ده‌گانه که موارد کمی است، ذکر می‌شود و از طریق تعلیم قابل انتقال به هنرجو است. بخش غیرتحصیلی: به عبارت دیگر بخشی که موهبتی بوده و به استعداد فرد برمی‌گردد که این قابل انتقال و تعلیمی نیست مانند خواننده‌ای که ابتدا باید از صوت (صدای) خوشی برخوردار باشد و سپس به دوران تعلیم نزد استاد بپردازد. بدیهی است شخصی که صدای مناسب و خوبی ندارد...  خط نیز عینا این‌چنین است، یعنی فرد قبل از اینکه بخواهد خوشنویس شود درواقع باید خوشنویس باشد. این قسمت خوشنویسی قابل انتقال و تعلیم نیست، بنابراین کسی که بخواهد خط بنویسد باید به دو بخش حسن‌تشکیل و حسن‌وضع که در قواعد ده‌گانه خوشنویسی گنجانده شده دقت کامل داشته باشد. حسن‌تشکیل ناظر به نوشتن مفردات و کلمات به وجه احسن است، یعنی برای فراگیری خط باید خوشنویس قادر باشد با تعالیمی که یاد می‌گیرد مفردات و کلمات را خوب و با شکل مطلوب بنویسد. حسن‌وضع مربوط می‌شود به اینکه چگونه کلمات و مفردات را ترکیب کند و کلمات را برای نوشتن یک سطر به صورت مطلوب کنار یکدیگر و هر کدام را در جایگاه مناسب قرار دهد تا اینکه خط کامل شود، پس دو بخش حسن‌تشکیل و حسن‌وضع همان‌طور که عرض کردم در قواعد ده‌گانه لحاظ شد، که وارد توضیح قواعد ده‌گانه نمی‌شوم. در رساله باباشاه قابل دسترسی است و هنرجویان می‌توانند با مطالعه به یادگیری آن مبادرت کنند، اما نکته‌ای که باید درباره خط و خوشنویسی بدان اشاره کنم این است که افرادی که می‌خواهند دوره استادی را بگذرانند باید از تعریف استاد آگاهی داشته و بدانند که انجمن خوشنویسان ایران در بدو تأسیس برای دوره استادی توسط مرحوم استاد سیدحسین میرخانی شرایطی درنظر گرفته که آن شرایط را باید هنرجویان این دوره بدانند و از هر حیث خود را آماده کنند. شرایط عبارت است از اینکه نخست آثاری را که خوشنویس به‌جا می‌گذارد، شناخته شده باشد یعنی جامعه او را به عنوان خوشنویس بشناسد. به‌طور مثال در نمایشگاه‌ها، در نوشتن کتابت و آثار کتابتی دارای سابقه کاری باشد. شرط سنی هم خود مورد توجه بوده که معمولا در 40 سالگی خط به کمال خود می‌رسد و زیر 40 سال این شرایط را استاد سیدحسین میرخانی گذاشتند. ما هم در امتحانات مرحله استادی این شرایط را احراز کردیم. صفحات کتابت قابل قبول مانند کتابت صفحاتی که استادان قبل از ما به یادگار گذاشته‌اند و شرکت در مرحله امتحانی که یک قطعه چلیپایی را بتواند، بنویسد. از اقلام جلی در آن زمان صحبتی نبوده اما در حال حاضر انجمن خوشنویسان به اقلام جلی (قلم درشت، کتبه) توجه می‌کند و آن را هم مورد قضاوت قرار می‌دهد و این همان شرایطی است که در گذشته برای احراز مرحله استادی لازم بوده اما برای رسیدن به این مرحله چه باید کرد؟ بنده نکاتی را به صورت اجمال بیان می‌کنم و هنرجویان در این مرحله می‌توانند با مراجعه به همان رساله (باباشاه اصفهانی) این مطالب را به صورت مفصل بخوانند و یاد بگیرند. اصولا برای فراگیری و آموزش خط باید از سطر شروع کرد، یعنی با حفظ نکاتی که در حسن‌تشکیل و حسن‌وضع ذکر شد.
در تمام دوره آموزش خوشنویسی آنچه از طریق تحصیلی می‌توانید به یک شاگرد منتقل کنید؛ آموزش کلمات، مفردات و ترکیب سطر و عبارت. یعنی از سطرنویسی شروع و به قطعه‌نویسی و کتابت منجر می‌شود. سه‌گونه مشق برای تحصیل خط لازم است. همان‌طوری که قدما گفته‌اند؛ 1) یکی مشق قلمی که نقل از روی خط استاد است. حال هنرجو هر استادی را که انتخاب می‌کند از روی خط ایشان نقل می‌کند و تمرین و ممارست بسیار تا زمانی که شخص بتواند از عهده اجرای آن خط بربیاید. 2) دیگری مشق نظری که آن عبارت است از نگاه کردن به خط استاد مربوطه که از اهمیت بسزایی برخوردار است و تا آخرین روز خوشنویسی هنرجو ‌باید مشق نظری را در همه احوال با خود داشته باشد چون با نگاه کردن به نکات تعلیمی از روی خط استاد به دست می‌آید. 3) در مرحله سوم به دنبال آن مشق خیالی است که استادان گذشته خوشنویسی این کار را انجام می‌دادند و آن مرحله دریافت‌های شخصی یک خوشنویسی است که چه در ترکیب و چه در شکل نوشتاری کلمات، ابداعات و اختراعاتی را تحصیل می‌کند که به اصطلاح کمال دوره آموزشی خوشنویسی است. بدان معنی که مرحله مشق قلمی و مشق نظری به حد کافی انجام پذیرد تا مشق خیالی در خط شخص نمود پیدا کند و خوشنویس در این مرحله به نکات تازه‌ای از جهت تجربه و ممارست در خط خواهد رسید که به طور مسلم به تکامل خط و خوشنویسی هنرجو منجر خواهد شد.  شایان ذکر است این سه‌گونه مشق باید در تمامی دوره آموزش خوشنویسی تا مرحله استادی انجام پذیرد. نکته مهمی که در خط و خوشنویسی بحث گسترده‌ای دارد موضوع ترکیب در خط است یعنی اگر بخواهیم ترکیب را شرح و بسط دهیم باید بگوییم برای نوشتن یک حرف و کلمه در خوشنویسی بی‌نیاز از ترکیب نیستیم و ترکیب وجود دارد. به‌عنوان مثال برای نوشتن یک حرف (ی) یا (ع) یعنی مفردات این حروف نسبت سر (ع) به دایره (ع) شکل و اندازه‌ای که باید داشته باشیم با نقطه تعیین می‌شود، پس ترکیب از ابتدایی‌ترین مرحله خوشنویسی شروع می‌شود و همان‌طور که در نوشتن مفردات و کلمه می‌بینیم ترکیب وجود دارد و باید رعایت شود. سپس مرحله ترکیب کلمات به سطر است که در همان بخش حسن‌وضع به‌طور مفصل آموزش داده می‌شود یعنی چگونه کلمات را در جایگاه خوبی قرار دهیم که ترکیب بسیار زیبایی از نوشتن پشت هم کلمات به دست بیاوریم.
پس یکی ترکیب حرف، دیگری ترکیب کلمه سپس ترکیب سطر و بعد سطر به صفحه که آیا طول این سطری که انتخاب می‌کنیم چقدر باشد؟ فاصله بین سطرها چقدر؟ کدام حروف کشیده شود و کدام حروف کشیده نشود. این ترکیب سطر است به صفحه، باز هم مرحله ترکیب فراتر می‌رود که آن مرحله صفحات است به کتاب، شما می‌دانید یک مطلب کوتاهی که می‌خواهیم بنویسیم سطربندی متفاوتی نسبت به سطربندی کتابی که 500 تا 1000 صفحه دارد، یعنی فی‌المثل برای ترجیع‌بند هاتف یک‌ گونه صفحه‌بندی و آرایش را لحاظ می‌کنیم و در نوشتن شاهنامه فردوسی به سبک دیگری به‌طوری که ماحصل کار نوشتن کتاب به‌طور احسن انجام بگیرد، بنابراین می‌بینید که برای نوشتن 60 هزار بیت شعر آرایش صفحه چند ستونی است و برای نوشتن یک رساله کوتاه یا مجموعه شعری کوتاه شیوه آرایش صفحه مثلا 12 سطر در یک صفحه انتخاب می‌شود برای اینکه نتیجه کار کتابی مناسب و سنجیده از نظر صفحات و شکل ظاهری به نحو مطلوبی دست پیدا کند.

گزارش دو
نکته دیگری که خوشنویس طی دوره استادی باید توجه داشته باشد نخست با قلم ریز و قلم قطعه و جلی تمرین کافی داشته باشد و تسلط کافی پیدا کند ولی اتفاقی که می‌افتد این است که خوشنویس متوجه می‌شود نسبت به یکی از این اقلام توانایی و آمادگی بیشتری دارد، فی‌المثل خوشنویس پی می‌برد در اقلام کتیبه بسیار مسلط است و اصطلاحا می‌گوییم که مرکز قلمش در کتیبه‌نویسی است.
بعد از فراگیری خط و گذراندن مرحله استادی او تکیه می‌کند به مرکز قلم خودش و بالاخره می‌رسد به مرحله‌ای که شاهکارهایی را در آن قلم ایجاد می‌کند تا مثل خود همین خوشنویس معروف (باباشاه اصفهانی)، مرکز قلمش در قلم خفی و کتابت است، آن طوری که ذکر شده در مدت عمرش به اقلام دیگر توجه نداشته و فقط با قلم کتابت ممارست می‌کرده، البته در اوج کمال و زیبایی آثاری خلق کرده که تا به امروز نام او را محفوظ داشته، پس یکی هم مرکز قلم.
آنچه خوشنویس باید بدان توجه داشته باشد، نوشتن قطعه است. قطعه بر دو گونه است؛ قطعه چلیپایی با آن شکل مخصوص که هنرجویان اطلاع دارند، نوشته می‌شود و دیگری قطعه دفتری یا به اصصلاح شیوه‌ای که برای نوشتن یک شعر در کتاب درنظر گرفته می‌شود، یعنی سطرها و مصرع‌ها
به صورت دفتری جلوی یکدیگر قرار می‌گیرند چون هر شعر و مطلبی ممکن است لزوما به قطع چلیپایی خوب درنیاید. خوشنویس باید تشخیص دهد چه اشعار و ابیاتی در قالب چلیپا خوب اجرا می‌شود و اگر نشد آن را
به صورت دفتری قطعه‌نویسی کند، یعنی
به صورت مصرع‌هایی که در مقابل یکدیگر نوشته می‌شوند نه زیر هم. این هم نکته‌ای است که باید در قطعه‌نویسی بدان آگاه بود.
یکی دیگر از نکات آن است که چگونه از خط استاد استفاده کنیم؟ بعد از اینکه خوشنویس شیوه و استاد موردنظر را انتخاب کرد، توصیه شده به خطوط دیگر استادان توجه نکند تا بتواند به خوبی با استاد منتخب خود کار کند و تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌های خط آن استاد و شیوه بهره‌برداری از آن خط را فرا بگیرد که این در آن بخش مشق نظری نهفته است، یعنی با نگاه کردن به خط استاد کلمات زیبا و اتفاقات نادری که در آن خط اتفاق افتاده را گلچین و از روی آنها مشق کند.

روزنامه خورشید

30 / 10 / 1391

ارسال خبر : غلامرضا سپهری

چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط عباس مهربان ( سیاوش ) نظرات ()
تگ ها:
http://www.gholamrezasepehri.com <