بیوگرافی و زندگینامه

محمدحسین عمادالکتاب فرزند محمد ،که در سال 1247 شمسی در قزوین متولدگردید. محمدحسین عمادالکتاب فرزند محمد ، در سال 1247 شمسی ، در قزوین متولدگردید. عمادالکتاب از جمله خوشنویسانی است که در زمینه ی « نستعلیق » خود را به مرتبه ی استادی رساند و به عنوان آخرین استاد این نوع خط مطرح گردید. از راه کتابت و تعلیم خط ، امور زندگی خود را اداره می نموده است. او همچنین علاوه بر استادی خط احمدشاه ، در دربار رضاشاه نیز سمت خوشنویس مخصوص و استادی ولیعهد را به عهده داشت. وی آخرین استاد کل خط نستعلیق در ایران است که از کتیبه تا غبار را استادانه می نوشت. این استاد اولین خوشنویسی است که رسم المشق را برای استفاده ی نوآموزان ابداع و چاپ کرد. عمادالکتاب گذشته از کار خوشنویسی ، در دیگر زمینه های هنری نیز طبع آزمایی کرده است. او به کار نقاشی ، تذهیب ، شعر و ادبیات ، موسیقی و عکاسی علاقه داشت. سرانجام استاد محمدحسین عمادالکتاب در 26 تیر 1315 شمسی در سن 75 سالگی به سرای باقی شتافت.
عمادالکتاب در خانواده ای دیده به جهان گشود که از جهت وضعیت اقتصادی در شرایط بسیار بدی قرار داشت. او این شرایط را اینگونه تشریح می کند : « ... فرزند ارشد شخصی هستم که در وقت نزع روان از تمام علائق و رنگ و بو و داشته های جهان محروم و خوشبختانه دارای یک دینار نبوده و به همین جهت دو پسر و یک دختر خود را به خدای متعال می سپارد و به درود زندگی کرده ، با کمال شرافت و پاکدامنی از این نشاه می رود و فقط آرزوی دیدار آخرین مرا به زیر خاک می برد. » . عمادالکتاب در حالی پدر خود را از دست می دهد که در شهر بادکوبه به سر می برده است ، به همین خاطر پدر در آخرین لحظه از دیدار پسر ارشد محروم گرید و از این زمان به مشکلات عماد بیش از پیش افزوده گردید. خود در این باره چنین تعریف می کند : « پدر مرحومم اسمش محمد و در موقع ارتحال از دیدار فرزند ارشد خود ( من ) محروم و من بنده ( که شانزده سال مرحله از مراحل زندگانی را پیموده بودم ) در اولین شهر روسیه ( بادکوبه ) از فوت پدر بی خبر و گرفتار خدمات طاقت فرسای شخص تاجری از اهالی شیروان بودم و گاه و بی گاه در فراق پدر و مادر اشک حسرت می سودم و بدین منوال تا یک سال بار مشقت به دوش کشیده تا آخرالامر به وطن مالوف بازگشت کرده ، از مرگ پدر آگاه و پس از چندروز پیاده با قافله بی زاد و راحله عازم عتبات عالیات شدم و در کاظمین سه سال رحل اقامت افکنده و امرا معاش خود را به وسیله ی تحریر در کمال عسرت می گذراندم و استطاعت رفتن به کربلا نداشتم. در پایان این مدت ، وسایل حرکت فراهم و با مرحوم آقاسیدمحمدباقر حجه الاسلام به کربلا رهسپار و پنج سال مجاورت اختیار و در منتهای اعسار امرار حیات کردم ، در این مدت که اوان جوانی و عنفوان شباب زندگانی من بود ، غالبا مشغول تحصیل و پیوسته یک ذائقه ی مفرطی به کسب خطوط مختلفه داشتم ... از عمادالکتاب یک دختر به نام « ملوک سیفی » باقی ماند. عمادالکتاب پیش از دوران مشروطیت ، جزء کاتبان وزارت انطباعات بود و در زمان احمدشاه نیز مدتی به عنوان منشی در وزارت داخله خدمت نمود. وی از سال 1304 شمسی در دفتر مخصوص رضاشاه به سمت فرمان نگار مشغول خدمت شد و مامور تحریر فرامین و نامه ها گردید. در سال 1312 شمسی از طرف انجمن آثار ملی مامور نوشتن کتیبه های آرامگاه فردوسی در طوس شد و بعد از آن ، کتیبه های دارالفنون ، دانشسرای عالی ، مدرسه رضاییه ، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت . سرانجام استاد محمدحسین عمادالکتاب در 26 تیر 1315 شمسی در سن 75 سالگی به سرای باقی شتافت.
عمادالکتاب در سال 1312 شمسی به پاس قدردانی از خدمات صادقانه ، موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ از وزارت معافی ( وزارت ارشاد فعلی ) و دریافت یک قطعه مدال نفیس و باارزش از دربار رضاشاه گردید.
http://www.gholamrezasepehri.com <