جایگاه نقد هنری درخوشنویسی و نقاشیخط معاصر




تصویر شماره 2 مرحلة توصیف:
این اثر در کادری مربع شکل و به صورت نقاشیخط اجرا شده است. با دقت تمامی عناصر بصری موجود در اثر را از نظر می‌گذارنیم.
- رنگ قرمز آتشین و ملتهب در زمینة اثر
- انبوهی از کلمات که به رنگ سفید و قهوه‌ای روشن در سمت چپ و به صورت عمودی برروی هم قرار گرفته‌اند و کمتر از نصف سطح اثر را پوشانده است. و ستونی روشن و عمودی در سمت چپ اثر ایجاد کرده است.
- انبوهی از کلمات به رنگ تیره در سمت راست اثر بر روی هم انباشته شده و ستونی تیره و عمودی را در سمت راست ایجاد کرده است.
- خطوط روشن سمت چپ که با کناره‌های تیره سایه‌پردازی شده ،به نظر می رسد هر لحظه از زمینه دور و به ما نزدیک می شود.
- خطوط تیرة سمت چپ با زمینه قرمز فاصله گرفته و از نظر عمق در حد فاصل بین زمینه و خطوط روشن قرار گرفته است.
- خطوط تیرة سمت راست با خطوط روشن سمت چپ تضاد تاریکی و روشنی ایجاد کرده است.
تصویر شماره یک ـ مرحلة تجزیه ی صوری:
در این مرحله ناقد می‌کوشد روابط بین عناصری را که در مرحله توصیف مشاهده کرده کشف کند.
فلدمن در این مرحله می‌گوید:«در مرحله‌ی تجزیه‌ی صوری از بر شمردن مشهودات قدم فراتر می‌نهیم و به کشف روابط میان عناصر و اشیایی که بر شمرده‌ایم می‌پردازیم.»
-مرکز ثقل این اثر حروفی است که با قلم درشت و در مرکز کادر با ترکیب‌بندی مربع ایجاد شده است. دو کلمه علی‌ و العلم در این ترکیب‌بندی با قلم درشت‌تر خوشنویسی شده بدین وسیله خوشنویس بر ارتباط بیشتر این کلمات تأکید ورزیده است. فاصله‌های مابین حروف و کلمات در این بخش با دقت به تناسب رسیده و فضاهای منفی و مثبت متعادل شده است و کلمات در این بخش با کشیده‌های موازی(که در قسمت‌های دیگر اثر نیز وجود دارد و یکی از علل هماهنگی و پیوستگی کل اثر است» به القای حس سکون و استحکام قوت بخشیده است.
-ترکیب‌بندی بخش بالایی اثر که به شکل مثلث می‌باشد با رعایت فاصله‌های متناسب و ایجاد فضاهای مثبت و منفی متعادل و با ایجاد تقارن با 3 گردی در هر یک از اضلاع طرفین مثلث و کشیده‌های موازی در رأس آن به سامان رسیده است.
- بیضی پائین مربع سومین شکلی است که به چشم می‌خورد این شکل نیز با ترکیب‌بندی بی‌نقص مصرعی از مولوی ایجاد شده و با دو کشیده موازی در وسط و دو گردی در طرفین به تعادل متقارن رسیده است.
- بیضی کوچک پائینی که از ترکیب‌بندی نام خالق اثر شکل گرفته است با اینکه با قلم ریز نوشته شده و در کل اثر کمتر به چشم می‌خورد با این حال با وسواس و دقت سامان یافته است.
- دو سطر ریز که در قسمت بالا و در طرفین اثر قرار گرفته به تجسم حالت محراب گونه‌ای که در کل اثر وجود دارد کمک می‌کند.

تصویر شماره 2 مرحلة تجزیه ی صوری:
در این اثر تضاد تیرگی و روشنی که به وسیله دو ستون عمودی که از انبوه کلمات و خطوط تشکیل یافته تقابل میان آن دو را به بیننده القا می‌کند.
- رنگ قرمز زمینه به ویژه بخش مرکزی اثر بسیار آتشین و ملتهب است از این رو برقراری حالتی خصمانه مابین بخش روشن و تیرة اثر را موجب شده است.
- حالت عمودی در بخش تیره و روشن بر اضطراب و التهاب موجود در اثر افزوده است.
- بخش روشن اثر با سایه‌های تیره از زمینه قرمز جدا شده و به ما نزدیک می‌شود و بالعکس بخش تیره سمت راست هر لحظه از ما دورتر شده و میل به ناپدید شدن در زمینه قرمز را القا می‌کند. این دور و نزدیک شدن‌ها حرکت عمقی و متضاد را در اثر موجب گردیده است.
-خالق اثربا ایجاد سایه‌های تیره در کناره کلمات روشن(سمت چپ) از سنگینی سمت راست اثر کاسته و به ایجاد تعادل کلی در اثر کمک کرده است.همچنین وجود نقطه‌ها و حلقه‌ها و دندانه‌های متعدد در سمت روشن حساسیت چشم را برای دیدن این بخش افزایش داده درنتیجه به ایجاد تعادل بصری در کل اثر (به همراه عوامل دیگر)منجر شده است .

تصویر شماه یک مرحلة تعبیر:
فلدمن در توضیح این مرحله چنین می‌نویسد:«در نقد هنر تعبیر عبارت است از فرآیند پی بردن ناقد به مفهوم کلی اثر هنری براساس توصیف و تجزیه‌ای که از آن به عمل آورده است» در این مرحله سعی می‌کنیم مفهوم کلی اثر را با استفاده از دو مرحلة پیشین کشف کرده و آن را تعبیر و تفسیر می‌کنیم لازم به ذکر است که ممکن است مفهوم کلی کشف شده توسط ناقد اثر فراتر از مفهومی باشد که خالق اثر درصد انتقال آن بوده است.
به عنوان مثال ،اگر خالق اثر هنری را فرستنده‌ی پیام(منظور از پیام هر نوع اندیشه احساس و مفهومی است که در اثر وجوددارد» و مخاطب را گیرنده اثر و خود اثر هنری را موضوع پیام و نهایت واحد ارسالی از فرستنده را 100 واحد فرض کنیم. در حیطة هنر این امکان وجود دارد که گیرنده پیام یعنی مخاطب بسیار افزون‌تر از 100 واحد که نهایت ظرفیت فرستنده بوده است، دریافت کند. چرا که هنرمند به هنگام خلق اثر چه بسا از ضمیر ناخودآگاه خود پیام‌هایی را در اثر گنجانده باشد که ضمیر آگاه و ارادی او از آن بی‌خبر بوده باشد. در بسیاری موارد هم اتفاق می‌افتد که گیرنده‌ی اثر بسیار کمتر از 100 واحدکه مد نظر فرستنده پیام بوده و دریافت کند( که چنین مواردی نشان دهند‌ه‌ی آن است که ارتباط بین هنرمند و مخاطب برقرار نشده است.) که این امر می‌تواند به دلیل ناتوانی فرستنده‌ی پیام و یا نقص درگیرنده‌ی پیام اتفاق افتد.
فلدمن در مورد تفاوت تعبیرها می‌گوید:«از آنجا که شرایط متغیر اجتماعی، فردی و فرهنگی در ادارکات آدمیان تأثیر عمده بر جا می‌گذارند. امری عادی خواهد بود که یک اثر هنری در زمانهای مختلف یا نزد اشخاص مختلف به تعبیرهای مختلف درآید مهم این است که هر تعبیر پاسخگوی مجموعه‌ی معینی از واقعیات بصری باشد.»
اصل مهم در مرحلة تعبیر آن است که مفهوم کلی اثر حاصل تفسیر ارادی بوده و براساس مدارک ومشهودات قابل توضیح بدست آمده باشد. و تا آنجا که امکان دارد احساسات و سلیقه‌های شخصی در این تعبیر دخیل نباشد.
با توضیحاتی که داده شده اکنون به تعبیر تصویر شماره یک می‌پردازیم.
در مراحل قبل بیان شد که این اثر از سه شکل کلی(مثلث ـ مربع و بیضی) تشکیل شده و مفردات یعنی حروف و کلمات نه تنها به زیبایی خوشنویسی شده است بلکه با تناسب دقیق و ایجاد فاصله های مناسب و انتخاب کشیده ها و گردی‌های متقارن و یکنواخت و هماهنگ ترکیب‌بندی شده است. همرنگی مرکب قسمت مثلثی شکل که در بخش بالایی اثر قرار گرفته با قسمت بیضی شکل که در بخش پایینی اثر قرار دارد ،موجب شده است که رابطه ی بصری و پیوستگی مابین قسمت بالایی و پایینی اثر ایجاد شود . همچنین وجود کشیده‌های موازی و روی هم در هر سه شکل اصلی موجب شده است تا این وحدت وپیوستگی به وسیله‌ی ریتم کشیده‌های موازی در کل تقویت شود. و نیز استفاده از خوشنویسی نستعلیق در همه قسمت‌ها و سود بردن از مرکب‌هایی که از نظر رنگ به هم نزدیکنداز دیگر عواملی است که به پیوستگی و وحدت کلی شکل از نظر بصری کمک کرده است.
از طرفی هم وجود سایه روشن‌های دقیق در حروف و کلمات علاوه بر افزودن بر زیبایی اثر به پیوستگی همه اجزای اثر یاری رسانده است.
نکته‌ی مهم دیگری که در اثر رعایت شده و در کلیه آثار خوشنویسی سنتی اصلی ثابت به حساب می‌آید خوانایی متن است که خوشنویس در عین حال که به ترکیب‌بندی‌های غیرسطری وهنرمندانه پرداخته این ویژگی‌ را به فراموشی نسپرده است. همه عوامل ذکر شده موجب گردیده است که این اثر از انسجام و زیبایی و استحکام برخودار باشد.به گونه ای که دو نقص جزیی موجود در اثر (که اولی از تقاطع با و بها باکشیده ی علی به وجود آمده ودومی از عدم رعایت تقارن وتعادل در دو سطر ریز وافقی پدید آمده است)نیز نتوانسته به این پیوستگی ، هماهنگی ،استحکام وزیبایی آسیب رساند.

تصویر شماره 2 مرحلة تعبیر:
دو بخش عمودی تیره وروشن که هر کدام با انبوهی از کلمات شکل گرفته نوعی رویارویی و تقابل را القا می‌کند رنگ قرمز زمینه که در درون خودناآرام و ملتهب است. از حادثه‌ای در شرف وقوع خبر می‌دهد. ویژگی‌ به شدت ملتهب زمینه رویارویی دو بخش عمودی تیره و روشن را به صف آرایی خصمانه ا‌ی ما بین دو سپاه در میدان نبرد تبدیل کرده است. نبردی نمادین از جنگ همیشگی نیکی‌ها و بدی‌ها جنگ اهریمن واهورمزدا ، جنگ نور و ظلمت و جنگ سفیدی و سیاهی جنگی که نتیجه محتوم آن با نزدیک‌تر شدن سمت روشن اثر به ما و دور شدن تیره‌گی‌های سمت راست از ما و در نهایت ناپدید شدن آن در دور دست ها، پیروزی نور بر ظلمت و اهورامزدا بر اهریمن را دوباره یادآور می‌شود.
این اثر با ترکیب‌بندی هنرمندانه و انتخاب رنگ‌های مناسب و پرهیز از هر گونه عناصر زاید از بیان هنری قدرتمندی برخوردار است.
مرحلة ارزیابی و داوری:
در این مرحله فلدمن معتقد است که«داوری هر اثر دلالت می‌کند بر این که در سلسله مراتب آثاری مشابه، مرتبه‌ای برای آن قابل شویم. اما در این مرحلة نهایی از نقد هنر احتمال خطاکاری زیاد است به طوری که در صورت حصول تعبیری رضایت‌بخشی بهتر است از اجرای داوری صرف‌نظر گردد».
بی تردیدپیشنهاد فلدمن در مورد نقدهای هنری صرف قابل اجرا است. چرا که بعد از مرحله‌ی تعبیر در اغلب موارد نقد کامل است . اما در مواردی همچون مسابقات هنری و یا قیمت گذاری آثار هنری ناقد و ارزیاب هنری ناگزیر است رأی نهایی را صادر کند.
در اینگونه موارد یکی از نکات بسیار اساسی این است که در کلیه مراحل نقد و بویژه مرحلة داوری ناقدو ارزیاب به مکتب و اسلوبی که هنرمند در خلق اثر هنری از آن پیروی کرده کاملاً توجه کند. و اثر هنری را با توجه به ویژگی‌های مکتب و شیوه‌اش مورد ارزیابی قرار دهد.
برای مثال در هیچکدام از مراحل توصیف و تجزیه ی صوری و تعبیر تصویر شماره 2 هرگز در مورد کیفیت کلمات از نظر خوشنویسی سخنی به میان نیامد(با اینکه خالق این اثر در خوشنویسی تبحر و مهارت تمام دارد) و نپرداختن به آن هیچگونه خللی در اجرای دقیق مراحل نقد ایجاد نکرد چرا که در مکتب نقاشیخط بیان تجسمی از اهمیت اول برخوردار است. و در این اثر عناصر بصری چنان هنرمندانه ترکیب شده‌اند که حاصل آن اثری تجسمی وگویاست. واستفاده از خط نستعلیق در این اثر موجب شده است که این اثر هنری هویتی کاملا ایرانی به خود گیرد .
همچنین در نقد هنری و ارزیابی آثاری که در مکتب خوشنویسی سنتی اجرا شده است باید به ملاکها و معیارهای ویژة مطرح در خوشنویسی سنتی استناد کرد.

/ 3 نظر / 160 بازدید
ذاکر کربلا

دارم میرم کرببلا به اون حریم با صفا سلامتونو می رسونم به یادتون روضه می خونم

اسماعیل رشوند

با سلام و عرض ادب به شما.. برای انگشتان جوهری(مرکبی وگوهری) شما خوشنویس عاشق و محقق موفقیت ساعت افزون آرزومندم ... ارادتمند همه عاشقان خوشنویسی و هنر .. اسماعیل رشوند

سلام تصاویر باز نمی شن. کاش می شد کاری کرد تا مخاطب استفاده بیشتری ببره .. ممنون